معنی زندگی

1 minute read

Published:

تا این لحظه از عمرم به دو اصل رسیده‌ام که روشن‌کننده مسیر زندگی‌ام و معنادهنده به آن هستند. آن‌ها را می‌نویسم که اگر در آینده به این لحظه نگاه کردم به خاطر آورم که به چه می‌اندیشدم. دو اصلی که یکی وجه «سلبی» دارد و دیگری وجه «ایجابی». وجه سلبی نشان‌دهنده کاری‌ست که باید از آن پرهیز کنم و اگر مسیری گذرش از آن باشد، مسیری‌ست که باید از قدم گذاشتن در آن دوری گزینم. و اصل ایجابی، نقطه‌ای‌ست که باید به آن برسم. نقطه‌ای که کارهایم باید معطوف به پیش‌رفتن به آن سو باشد. نقطه‌ای روشن در بی‌نهایت. دو اصل ساده در بیان، و پیچیده در عمل.

اما وجه سلبی برای من معادل پرهیز از خدشه‌دار کردن کرامت هر موجودی (انسان و غیرانسان) است. هر خدشه‌دار کردنی که به واسطه روابط فرادستانه قدرت به وجود آید. هر رابطه‌ای که شکلی از سلطه و ستم را به وجود آورد یا به آن دامن زند. هر کاری، که به هر شکلی، به نوعی فرادستی منتهی شود که کرامت موجودی را از بین ببرد، خط قرمزی‌ست که باید از آن دوری جست. اما وجه ایجابی، آن نقطه و لحظه‌ای‌ست که باید به آن سو حرکت کرد. و آن نقطه، لحظه رهایی‌ست. رهایی از خود. رهایی از امیال خود. رهایی از غرور، حرص، ترس، خشم، دیده‌شدن، و ... و آن لحظه، لحظه‌ای‌ست که می‌توان شادمانی پایدار را در آن یافت. هر شکل دیگری از شادی گذراست.

اما بین این دو اصل، اصل سلبی از درجه اهمیت بالاتری برایم برخوردار است. به این معنی که اگر کاری، راهی به سوی رهایی باشد، اما لازمه آن گذر از خط قرمزها باشد، آن راه برای من غیرقابل گذر است. اما در واقع، تضادی بین این دو اصل وجود ندارد. نمی‌توان با سلطه و ستم به لحظه رهایی رسید. اگر مسیری نوید رسیدن به رهایی را دهد اما با پایمال کردن کرامت دیگران همراه باشد، آن مسیر تله‌ای بیش نیست. در مقابل، هر تلاشی در مبارزه با روابط سلطه‌گرایانه و ستم‌کارانه، خود، روشن‌کننده مسیرِ حرکت به سوی رهایی‌ست. به عبارتی رهایی واقعی هم‌سوست با تلاش برای رهایی دیگران، رهایی مشترک، چرا که رهایی امری جمعی‌ست.