نه به اعدام
Published:
سوال: نسبت خود را با جنگ میان اسرائیل و آمریکا و ج ا چگونه تعریف میکنید؟ به بیانی دیگر موضع شما در این جنگ چیست؟
پاسخ به این پرسش احتمالا برای کسانی که به یکی از دو سوی این جنگ گرایش دارند سادهتر است. چه برای گروهی که به اسرائیل و آمریکا نزدیکترند و چه برای کسانی که نگاهشان به ج ا نزدیک باشد. هر یک از این دو گروه میتوانند موضع خود را همسو با جبههای ببینند که به آن نزدیکی فکری یا منافع بیشتری دارند. اما برای گروهی که با هر دو سوی این جنگ فاصله دارد، تعیین موضع پیچیدهتر است.
برای پاسخ به این پرسش، بهعنوان کسی که خود را فردی در این گروه سوم میدانم، از ایدهای الهام میگیرم که در جنبش «نه به اعدام» مطرح میشود. وقتی میگوییم «نه به اعدام»، یعنی با هر شکل از اعدام و برای هر فردی مخالفیم، حتی اگر فرد محکوم، قاتل عزیزترین فرد ما باشد. بر همین منطق، با هر رویکرد غیراخلاقی در مواجهه با آن فرد نیز مخالفم. برای مثال، اگر کسی بهطور غیرقانونی به قاتل تعرض کند، در برابر آن میایستم. این موضعگیری به معنای حمایت از قاتل نیست، بلکه ایستادن در برابر شکلی از ستم و نقض اصول اخلاقی است، شکلی از مقاومت در برابر بازتولید ظلم. با همین نگاه میتوان به جنگ کنونی نیز پرداخت. در این قیاس، ج ا در جایگاه کسی قرار دارد که دستش به خون عزیزترینهایم آلوده است، و اسرائیل و آمریکا در جایگاه کسانی که به او تعرض کردهاند. با همان منطقی که پیشتر گفتم، موضع من در اینجا ایستادن در برابر تعرضکنندهگان، که همان اسرائیل و آمریکا هستند، میباشد.
در اینجا اما ممکن است این نکته مطرح شود که این تعرض (یا حمله) تنها راه متوقفکردن آن «قاتل» است، و اگر چنین نشود، او به خشونت خود ادامه خواهد داد. این پرسش، پرسشی جدی و درست است. اما درست بودن یک پرسش، به معنای درست بودن پاسخی که اکنون به آن داده میشود نیست. پرسش مهمتری که باید به آن فکر کرد این است که چه راههای جایگزینی میتوان یافت که هم مانع تکرار فجایع شود و هم خود به بازتولید ستم منتهی نشود. این پرسش، پرسشی باز است که باید به آن فکر کرد.
پاسخ به این پرسش احتمالا برای کسانی که به یکی از دو سوی این جنگ گرایش دارند سادهتر است. چه برای گروهی که به اسرائیل و آمریکا نزدیکترند و چه برای کسانی که نگاهشان به ج ا نزدیک باشد. هر یک از این دو گروه میتوانند موضع خود را همسو با جبههای ببینند که به آن نزدیکی فکری یا منافع بیشتری دارند. اما برای گروهی که با هر دو سوی این جنگ فاصله دارد، تعیین موضع پیچیدهتر است.
برای پاسخ به این پرسش، بهعنوان کسی که خود را فردی در این گروه سوم میدانم، از ایدهای الهام میگیرم که در جنبش «نه به اعدام» مطرح میشود. وقتی میگوییم «نه به اعدام»، یعنی با هر شکل از اعدام و برای هر فردی مخالفیم، حتی اگر فرد محکوم، قاتل عزیزترین فرد ما باشد. بر همین منطق، با هر رویکرد غیراخلاقی در مواجهه با آن فرد نیز مخالفم. برای مثال، اگر کسی بهطور غیرقانونی به قاتل تعرض کند، در برابر آن میایستم. این موضعگیری به معنای حمایت از قاتل نیست، بلکه ایستادن در برابر شکلی از ستم و نقض اصول اخلاقی است، شکلی از مقاومت در برابر بازتولید ظلم. با همین نگاه میتوان به جنگ کنونی نیز پرداخت. در این قیاس، ج ا در جایگاه کسی قرار دارد که دستش به خون عزیزترینهایم آلوده است، و اسرائیل و آمریکا در جایگاه کسانی که به او تعرض کردهاند. با همان منطقی که پیشتر گفتم، موضع من در اینجا ایستادن در برابر تعرضکنندهگان، که همان اسرائیل و آمریکا هستند، میباشد.
در اینجا اما ممکن است این نکته مطرح شود که این تعرض (یا حمله) تنها راه متوقفکردن آن «قاتل» است، و اگر چنین نشود، او به خشونت خود ادامه خواهد داد. این پرسش، پرسشی جدی و درست است. اما درست بودن یک پرسش، به معنای درست بودن پاسخی که اکنون به آن داده میشود نیست. پرسش مهمتری که باید به آن فکر کرد این است که چه راههای جایگزینی میتوان یافت که هم مانع تکرار فجایع شود و هم خود به بازتولید ستم منتهی نشود. این پرسش، پرسشی باز است که باید به آن فکر کرد.
