بازنده

2 minute read

Published:

من این جنگ را جنگی می‌بینم با چهار بازنده و بدون هیچ برنده‌ای.

بازنده اول، رضا پهلوی است؛ کسی که پس از این دوران به تاریخ خواهد پیوست. او و جریان‌های پیرامونش که سال‌ها ایده فشار خارجی را تقویت کردند و بر طبل جنگ کوبیدند. جنگ، که نه میان‌بری بود به آزادی و نه راهی برای رهایی مردم. تاریخ از کسانی که چنین راهی را تبلیغ کردند به نیکی یاد نخواهد کرد.

بازنده دوم، دونالد ترامپ و اسرائیل‌اند. آن‌ها با صرف میلیاردها دلار، با هزینه‌های نظامی و سیاسی سنگین و با ایجاد تنشی گسترده در منطقه، نه توانستند ج ا را حذف کنند و نه حتی به شرایطی که برای آن تعریف کرده بودند دست یابند. جنگ‌های طراحی‌شده در اتاق‌های فکری که به گمانم زاویه دید غربی آن‌ها ناتوان از فهم پیچیدگی‌های ساختار قدرت و شکل باورها در این منطقه است. ناتوانی‌ای که بارها نه به تضعیف استبداد، بلکه به بازتولید آن انجامیده است.

بازنده سوم، ج ا است؛ حکومتی که سال‌هاست بخش بزرگی از مشروعیت و مقبولیت خود را در میان مردم از دست داده است و این جنگ، علاوه بر آن بحران مشروعیت، خسارت‌های سنگین اقتصادی، زیرساختی، و انسانی به آنها تحمیل کرده است. حتی اگر ساختار قدرت پابرجا بماند با اقتصادی به مراتب ضعیف‌تر از پیش از جنگ و شکاف‌هایی گسترده‌تر روبه‌رو خواهد بود. ویرانی‌هایی که بازسازی آنها سال‌ها و شاید دهه‌ها زمان ببرد.

و بازنده چهارم، مردم ایران‌اند؛ مردمی که نه تصمیم‌گیر این جنگ بودند و نه امکان جلوگیری از آن را داشتند، اما بیشترین هزینه را پرداختند. جان‌های بسیاری از میان رفت، خانواده‌های زیادی داغدار شدند، بخش‌های وسیعی از کشور ویران شد، و پیوندهای انسانی، اعتمادها، و دوستی‌هایی که یک جامعه را سرپا نگه می‌داشتند، اگر نگوییم از بین رفتند، بسیار کمرنگ شدند.

تصور من این است که در پایان این جنگ، دوباره به همان صحنه آشنا باز خواهیم گشت: ج.ا و ما مردم، رو در روی هم؛ اما این بار زخم‌خورده‌تر و خسته‌تر. ما مردمی که سال‌هاست به شکلی ارگانیک راه‌های گوناگون مقاومت و تغییر را آزموده‌ایم؛ راه‌هایی که برخی به نتیجه رسیده‌اند و بسیاری نیز شکست خورده‌اند. اما هر چه بوده، از درون جامعه برخاسته‌اند؛ خودسازمان‌دهنده، آهسته، اما پیش‌برنده. جنگ اما این مسیر را قطع کرد و ما را به سال‌ها پیش پرتاب کرد.

با این همه، من هنوز باور دارم که ما مردم، دوباره خواهیم ساخت، خودمان را، سرزمین‌مان را، پیوندهای‌مان را. و اگر راهی برای گذار از ج ا وجود داشته باشد، از دل همین جامعه خواهد گذشت، نه از دل جنگ.