نکبت

1 minute read

Published:

این روزها زیاد به واقعه «نکبت» فکر می‌کنم، آن زمان که جنگ میان یهودیان و فلسطینیان در سال ۱۹۴۸، باعث آوارگی آدم‌های زیادی شد. در حدود ۷۰۰ هزار نفر. ۷۰۰ هزار فلسطینی که مجبور به ترک منزل شدند. خیلی از آن‌ها زمانی که خانه خود را رها می‌کردند باور داشتند که آن دوره دوری کوتاه است و به زودی به منزل برمی‌گردند. برگشتنی که هیچ‌زمان رخ نداد. و الان ترک منزل توسط خیلی از عزیزانم در ایران و رفتن‌شان به شهرهای دیگر برایم تداعی‌گر آن واقعه نکبت است. هرچند شکل این دو رویداد اساسا متفاوت است، اما در عمق‌شان شباهت‌هایی دارند، چه در تعرض به سرزمینی توسط مهاجمی واحد، چه در تجربه ترک خانه، و چه در آن امید ساده به بازگشت.

به عزیزانم فکر می‌کنم که با چمدانی کوچک خانه را ترک کردند، با این امید که به زودی برمی‌گردند، امیدی که دلم می‌خواهد زنده بماند. اما واقعیت این است که برای خیلی‌ها، وقتی برمی‌گردند، ممکن است که دیگر چیزی از خانه به همان شکل باقی نمانده باشد، نه دیوارها، نه کوچه‌ها، و نه آن زندگی‌ای که زمانی در آن جریان داشت. و در برابر آن امیدها و زندگی‌های بر باد رفته چه می‌توان گفت؟