یک اتفاق ساده

3 minute read

Published:

دوستی برایم تعریف می‌کرد که دیروز سوار اتوبوس بوده در بخش زنان. اتوبوس شلوغ بوده و هر دو بخش زنانه و مردانه پر. به همین خاطر چند نفر از مردها دمِ در، روی مرز دو بخش ایستاده بودند و عملا وارد بخش زنان شده بودند. صحنه‌ای تکراری که توجه کمتر کسی را جلب کرده بود. چند دختر اما به این وضعیت اعتراض کردند که چرا جای ما را تنگ کردید. صدای‌شان بالا نرفت، اما لحنشان جدی بود.

اتوبوس در ایستگاه که نگه داشت، خانم مسنی که نزدیک در ایستاده بود، آرام و مودب رو به دو پسر که جلوی در بودند گفت: «می‌شه لطفا پیاده بشید تا ما بتونیم پیاده شیم؟ ممنون می‌شم.»
یکی از دخترها بلافاصله گفت: «خانم، چرا خواهش می‌کنید؟ این وظیفه‌شه بره کنار. اصلا نباید اینجا می‌ایستاد.»
خانم مسن با همان لحن آرام گفت: «ما که دعوا نداریم…»

احتمالا از نگاه آن خانم، اشغال فضای بخش زنان توسط آن دو پسر فقط یک «ایستادن» ساده بود، نه تعرض به حق دیگری. اتوبوس ایستاد و آدم‌ها شروع کردند به پیاده شدن. پسرها کمی کنار رفتند، اما همان‌جا ماندند. تا این‌که یکی از دخترها، پایش را گذاشت روی پای یکی از پسرها و از کنارش رد شد.

این کار پسر را عصبانی کرد و با صدای بلند گفت: «حیوون، چرا پاتو گذاشتی روی پای من؟»
دختر، بدون این‌که بایستد، گفت: «چون جایی وایستاده بودی که نباید می‌ایستادی.»
خانم مسن و دوست من هم پیاده شدند و خانم مسن متعجب بود که چرا جوان‌ها این‌قدر عصبانی شده‌اند، چرا این‌طور رفتار می‌کنند و مگر نمی‌شود با آرامش و خواهش جلو رفت. و دوستم در جواب گفته بود: «شاید به همین دلیله که شما هنوز شالتون رو روی سرتون نگه داشتید و اون دیگه ازش گذشته.»

دوستم که این روایت را تعریف کرد، دو اتفاق نمادین در آن برایم برجسته بود:

۱. مشاهده نمونه‌ای از تعرض به حق دیگری به شکلی که آن تعرض امری طبیعی تلقی می‌شود. نمونه‌ای از همان «خشونت نمادین» که بوردیو در «سلطه مذکر» از آن صحبت می‌کند؛ خشونتی که از دل عادت‌ها و نظم روزمره عمل می‌کند و نابرابری را طبیعی جلوه می‌دهد و در اینجا، ورود و ایستادن مردها در بخش زنان (فضایی که از قبل هم کوچک‌تر و محدودتر بوده) به‌عنوان یک «تعرض» دیده نمی‌شود، بلکه به‌صورت یک وضعیت عادی پذیرفته می‌شود. اشغال فضا اتفاق افتاده، اما جزو تعداد معدودی از افراد نه کسی آن را تعرض به حقوق دیگری دیده و و نه به آن واکنش نشان داده.

۲. نکته دیگر شکل مقاومتی بود که در برابر این وضعیت اتفاق افتاد. واکنش آن دختر، هرچند ممکن است در نگاه اول خشن به نظر برسد، اما در واقع نوعی دفاع از حق و مرز خود است. در شرایطی که مرزها بارها نادیده گرفته شده‌اند و با گفتن و درخواست کردن تغییری ایجاد نشده، او به‌جای تکرار همان الگوی‌های پیشین، مرز را به‌صورت عملی و بدن‌مند نشان داد. تلاشی برای بازتعریف و بازپس‌گیری فضا. جایی که او دیگر منتظر نماند تا طرف مقابل مرز را رعایت کند و به حقوق او احترام بگذارد، بلکه خودش آن را به طرف مقابل نشان داد. با گذاشتن پا روی پای تعرض‌کننده.