سلطه و بازتولید آن

less than 1 minute read

Published:

یکی از نگرانی‌های من در مواجهه با سلطه و ستم، در هر شکلی از آن (از جمله سلطه و ستم جنسیتی)، این است که خودِ این مواجهه و مقاومت، ناخواسته به بازتولید شکل دیگری از ستم منجر نشود. اگر این خطر نادیده گرفته شود، آنچه رخ می‌دهد نه رهایی از ستم، بلکه صرفا جابه‌جایی و تغییر شکل آن است، به این معنی که سلطه و ستم فقط از صورتی به صورت دیگر منتقل می‌شود، در حالی‌که منطق آن همچنان پابرجا باقی می‌ماند.

اما این حرف معنای انکارِ تفاوت میان «سلطه» و «مقاومت در برابر آن» نیست. میان خشونتِ ساختارهای سلطه و واکنشِ کسانی که در موقعیت فرودست قرار دارند تفاوتی واقعی و تاریخی وجود دارد. با این‌حال، هر مواجهه‌ای با سلطه و ستم، اگر با بازاندیشی مداوم نسبت به شیوه‌های مقاومت همراه نباشد، ممکن است ناخواسته خود به بخشی از همان چرخه‌ای تبدیل شود که در ابتدا قصد شکستن آن را داشته است.