سلطه و بازتولید آن
Published:
یکی از نگرانیهای من در مواجهه با سلطه و ستم، در هر شکلی از آن (از جمله سلطه و ستم جنسیتی)، این است که خودِ این مواجهه و مقاومت، ناخواسته به بازتولید شکل دیگری از ستم منجر نشود. اگر این خطر نادیده گرفته شود، آنچه رخ میدهد نه رهایی از ستم، بلکه صرفا جابهجایی و تغییر شکل آن است، به این معنی که سلطه و ستم فقط از صورتی به صورت دیگر منتقل میشود، در حالیکه منطق آن همچنان پابرجا باقی میماند.
اما این حرف معنای انکارِ تفاوت میان «سلطه» و «مقاومت در برابر آن» نیست. میان خشونتِ ساختارهای سلطه و واکنشِ کسانی که در موقعیت فرودست قرار دارند تفاوتی واقعی و تاریخی وجود دارد. با اینحال، هر مواجههای با سلطه و ستم، اگر با بازاندیشی مداوم نسبت به شیوههای مقاومت همراه نباشد، ممکن است ناخواسته خود به بخشی از همان چرخهای تبدیل شود که در ابتدا قصد شکستن آن را داشته است.
اما این حرف معنای انکارِ تفاوت میان «سلطه» و «مقاومت در برابر آن» نیست. میان خشونتِ ساختارهای سلطه و واکنشِ کسانی که در موقعیت فرودست قرار دارند تفاوتی واقعی و تاریخی وجود دارد. با اینحال، هر مواجههای با سلطه و ستم، اگر با بازاندیشی مداوم نسبت به شیوههای مقاومت همراه نباشد، ممکن است ناخواسته خود به بخشی از همان چرخهای تبدیل شود که در ابتدا قصد شکستن آن را داشته است.
