من نجود هستم
Published:
«من نجود هستم، ده ساله، مطلقه». سال ۲۰۰۸، زمانی که علی عبدالله صالح رئیسجمهور یمن بود، دختری ده ساله از خانه فرار میکند، خود را به دادگاه میرساند و به قاضی میگوید: «میخواهم طلاق بگیرم». کتاب «من نجود هستم، ده ساله، مطلقه»، نوشته نجود علی و دلفین مانوئی، روایت نجود، دختری اهل یمن است؛ یمن که فقیرترین کشور جهان عرب است، و خانواده نجود خانوادهای فقیر در دل آن کشور؛ خانوادهای که آن داستان پرتکرارِ شوهر دادن دختران کمسن برای کم کردن فشارهای مالی را برای نجود نیز تکرار کرد. خانواده نجود، او را که هنوز به بلوغ جنسی نرسیده بود، مجبور میکنند تا با مردی بسیار بزرگتر از خود ازدواج کند. به نجود قول میدهند که تا وقتی بزرگتر نشود، شوهرش به او نزدیک نخواهد شد، وعدهای که خیلی زود شکسته میشود و در «خانه» جدیدش با اشکال مختلفی از خشونت جسمی و روانی روبهرو میگردد. او بارها از پدر و مادرش کمک میخواهد، اما در جامعهای که اطاعت زن از شوهر امری بدیهی تلقی میشود، کسی حتی حاضر نبود حرفهای او را بشنود. پس از ماهها تحمل رنج، بالاخره نجود تصمیم میگیرد که خود برای زندگیاش تصمیم بگیرد و آن را تغییر دهد. از خانه فرار میکند، سوار تاکسی میشود، به دادگاه میرود، خود را به قاضی میرساند و تنها یک جمله میگوید: «میخواهم طلاق بگیرم». جملهای که مانند زلزلهای جامعه مردسالار یمن را تکان داد. کاری که نجود انجام داد بحثهای زیادی را درباره کودکهمسری در یمن آغاز کرد و او خود تبدیل شد به نمادی از مقاومت در برابر ازدواج اجباری و دفاع از حقوق کودک.
