چپ

2 minute read

Published:

استفاده از برچسب «چپ» برای حذف کردن چیز تازه‌ای نیست. یک خاطره شخصی بگویم. سال ۲۰۱۳، بعد از پایان تحصیلم در سوئد، توسط استادانی که زمانی در امیرکبیر دانشجویشان بودم دعوت شدم که به دانشگاه برگردم و عضو هیئت‌علمی شوم. من هم که همیشه آرزوی آن موقعیت را داشتم، بدون تعلل برگشتم و پیش از شروع روال اداری استخدام، تدریس را آغاز کردم.

چهار کلاس را همان بدو ورود به من دادند، دو کلاس درس سیستم‌عامل برای دانشجویان کارشناسی و دو کلاس محاسبات ابری برای دانشجویان کارشناسی ارشد. سر از پا نمی‌شناختم از اینکه به آرزوی دیرینه‌ام که همان تدریس در دانشگاه امیرکبیر بود، رسیدم. آن دوران، دورانی طلایی در تجربه کاری‌ام بوده و است. همزمان با کلاس‌ها، فعالیت‌های زیادی را با بچه‌ها شروع کردیم، برنامه‌های کوهنوردی، کتاب‌خوانی، و گپ‌وگفت‌های دورهمی. آن دوران، دورانی یگانه بود که هیچ کم نداشت.

اما همزمان با آن شور و حال، با یک پرسش جدی درگیر بودم، این‌که با پروسه گزینش پیش‌رو چه کنم؟ و به پرسش‌هایی که قرار بود در آن جلسه از من پرسیده شود چه پاسخی بدهم؟ دو راه داشتم، یا به آن پرسش‌ها آن‌گونه که باور داشتم پاسخ بدهم و امکان حضور در دانشگاه را از خود سلب کنم، یا پاسخی بدهم که خود به آن باور نداشتم، اما بتوانم از سد گزینش عبور کنم. مدام بین این دو گزینه در نوسان بودم. اگر بر اساس باورهایم جواب می‌دادم، احتمال حضورم در دانشگاه از بین می‌رفت، و اگر برخلاف باورهایم پاسخ می‌دادم و وارد دانشگاه می‌شدم، چطور می‌توانستم به تاثیرگذاری فکر کنم، وقتی مبنای ورودم به آن نظام آموزشی بر عدم صداقت استوار شده بود؟

در تقلا بودم که چه کنم. یک سال از شروع کارم گذشت و برای جلسه گزینش دعوت نشدم. تصمیم گرفتم حضوری به اداره گزینش مراجعه کنم و وضعیت استخدامم را پیگیری کنم. وارد اتاق مربوطه شدم. مرد جوانی، با همان چهره کلیشه‌ای که از آدم‌های گزینشی در ذهن وجود دارد، پشت میزی نشسته بود. بعد از اینکه اسمم را پرسید، گفت که با ادامه کار شما موافقت نشده است. همین‌قدر کوتاه. چند بار دیگر به جاهای مختلف مراجعه کردم، شاید پاسخی بگیرم، اما هیچ توضیحی داده نمی‌شد. تا اینکه در آخرین مراجعه، این پاسخ را شنیدم: «گفته می‌شود که شما عقاید چپی دارید». همین! همین کافی بود تا اجازه کار و تدریس گرفته شود.

و البته هنوز هم این برچسب‌ها پابرجاست. و هنوز هم این پرسش باقی است که «چپ» چیست؟ هنوز هم به این سوال جواب داده نشده است که وقتی از «چپ» صحبت می‌کنیم، دقیقا از چه حرف می‌زنیم؟